علامه جعفری با استدلال متقن خط بطلان بر اعتقادات جدایی دین از سیاست کشید

ماینده ولی فلقیه در آذربایجان‌شرقی گفت: علامه جعفری با استدلال‌های متقن خط بطلان بر اعتقادات جدایی دین از سیاست کشید.

به گزارش شرح آنلاین به نقل از فارس، حجت‌الاسلام سیدمحمدعلی آل‌هاشم پیش از ظهر امروز در همایش بررسی اندیشه‌های علامه جعفری در مصلای اعظم امام خمینی(ره) تبریز اظهار کرد: یکی از برکات این همایش دیدار با مقام معظم رهبری بوده است که شنوای فرمایشات ایشان بودیم.

وی با بیان اینکه علامه جعفری فیلسوف، ادیب و عارفی بزرگ برای جهان اسلام بوده است،گفت: علامه جعفری از نظریه‌پردازانی بود که توانست بر ابعاد مختلف غلبه کرده و نامی جاودان در اسلام داشته باشد.

نماینده ولی‌فقیه در استان با بیان اینکه علامه جعفری محقق حق پیشه و دانشور بود که اندیشه‌هایش علاوه بر عرصه‌های معارف اسلامی با علوم انسانی اجتماعی و فلسفه غرب هم آشنا بود،اظهار کرد: ایشان بی‌آنکه مغلوب اندیشه التقاطی و تفکرات غربی شود با مواجهه شجاعانه، برخورد نقادانه و انجام مذاکرات عالمانه به دفاع از کیان وحی و حریم دین و شریعت می‌پرداختند.

وی با اشاره به اینکه از جمله ویژگی ایشان که رهبر فرزانه نیز بر آن صحه گذاشتند، جامعیت و خلق آثار کم‌نظیر در ابعاد مختلف و ارائه نظریات مستقل است که بهترین گواه بر این ادعاست، ادامه داد: تالیف آثار وزین در بخش‌های انسان‌شناسی، فلسفه حیات، تبیین حیات معقول، نقد و بررسی علوم اجتماعی، فلسفه دین، هنر و زیباشناسی، پویا بودن فقه تشیع در پاسخگویی به نیازهای ثابت و متغیر انسانی، پاسخ به شبهات روز، اخلاق،عرفان،تعلیم و تربیت و بررسی و ترویج نظریات نادر دوران از جمله فعالیت‌های ایشان بود.

امام جمعه تبریز افزود: علامه با اینکه مدرس و فیلسوفی بزرگوار بودند و به ظاهر در صحنه‌های سیاسی حضور نداشتند ولی می‌توان با یک بررسی بر اندیشه‌ها و نظریه‌های ایشان گفت که بررسی حضرت استاد با تکیه برمسائل سیاسی بسیار مورد توجه قرار گرفته بود.

آل‌هاشم خاطرنشان کرد: علامه جعفری فلسفه سیاسی خود را به محک آیات و روایت آراسته بود و استواری آن از معارف اصیل دین نشان داده می‌شد.

وی بیان کرد: علامه در مقدمه تبیین نظریه خود با هوشیاری تمام علیه جدایی دین از سیاست توسط برخی فیلسوف‌نماها،منتسب کردن آن به فیلسوفان غربی از جمله ارسطو خط بطلان کشید و با استدلال‌های مستمر، بی‌پایان بودن آن را نشان داد.

نماینده ولی فقیه در استان اذعان داشت: علامه جعفری می‌گفت که قبل از هر چیزی باید به اصلاح پیش فرض موضوع تالیف علمی مطابق با دین و سیاست و حیات پرداخت و سپس به حقایق تاریخی در جوامع اولیه که حاکی از غیرقابل تفکیک بودن وجوه دینی است،توجه کرد.

وی افزود: مسئله جدایی دین از سیاست صرفاً بعد از رنسانس در غرب اتفاق افتاد و اگر امروز در جامعه غرب مسئله جدایی دین از سیاست وجود دارد، ریشه در علل برون دینی جامعه غرب در قرون وسطا دارد و سرایت دادن به ادیان اسلام مغالطه‌ای بیش نیست.

امام جمعه تبریز ابراز کرد: ماهیت دین شکوفا ساختن همه استعداد‌ها در مسیر وصول به جذابیت کمال اعلی خداوندی است و رسالت عالی نیز برخوردار ساختن اندیشه معقول و شرافت انسانی است که با اجبار،ذلت و اهانت ناسازگار است.

وی خاطرنشان کرد: طبق استدلال علامه جعفری قیاس دین اسلام با یهود و مسیحت همچنین عملکرد دین‌سازان،دنیاطلبان و خودکامگان دین‌مدار از دیگر سو می‌تواند غلط باشد.

آل‌هاشم با بیان اینکه گذشته از مصون بودن اسلام از آفت تحریف، پایه‌گذار تمدنی شده که بدون عطف به حقوق امکان‌پذیر نبود، ادامه داد: علامه مدام به بازبینی تعریف سیاست تاکید می‌کرد و معتقد بود که سیاست مدیریت زندگی اجتماعی انسانی در مسیر هدف‌های عالی حیات است و با مغالطه‌گری فیلسوف‌نماها به خاطر خواسته‌هایشان برای جدایی از دین و سیاست مبارزه می‌کرد.

نماینده ولی فقیه در استان تصریح کرد: برخی فیلسوف‌نماها در کسوت شریعت‌مداری، دستاویزی برای ضرورت کنار گذاشتن دین از صحنه اجتماع با حماسه‌سرایی و قلم‌فرسایی می‌تازند و ایشان با یک پاسخ نقض می‌نویسد که آیا این سخن عاقلانه است که سیاست جدا از اجتماع و دین باشد؟ علامه معتقد بود که چگونه سیاست را باید از عرصه زندگی منتفی ساخت؟

آل‌هاشم متذکر شد: جاری شدن زندگی عادی در حالی که نگاه اسلام به مقوله حیات همان حیاتی است که قرآن می‌فرماید و عین حیات طیبه‌ است، منظور از آن نیز عبارت است از حیات معقول که ویژگی آن زندگی آدمی بر مبنای اصول و قوانین عقلانی ثابت و استوار است.

وی گفت: وحدت تکاملی حیات در مجرای دگرگون‌ی‌ها و تغییرات همواره محفوظ و ثابت می‌ماند.

نماینده ولی فقیه در استان ابراز کرد: ده‌ها آیه بر ریشه‌کنی فساد وجود دارد و آنهایی که سرباز می‌زنند به عذاب جهنم مبتلا خواهند شد.

وی بیان کرد: علامه جعفری حلیت و استفاده بهینه دنیوی در چارچوب احکام دینی و تجاوز از حدود الهی  را موجب همسو شدن با شیاطین و گرفتار شدن در عذاب اخروی برمی‌شمارد.

گزارش فارس حاکی است، استاد محمدتقى جعفرى به سال ۱۳۰۲ خورشیدى در یکى از خانواده هاى متدیّن شهر تبریز چشم به جهان گشود و کودکىِ خویش را در پناه پدرى راستگو و مادرى سیّده و پاکدامن آغاز کرد.

محمدتقى با ورود به مدارس جدید و تعلیماتى که در تبریز آن زمان، تازه دایر شده بود، راه خود را براى صعود به قله هاى تفکر گشود. او چون خواندن و نوشتن را پیش از آغاز دبستان، از مادر خویش فرا گرفته بود، به صلاحدید مدیر مدرسه ـ جواد اقتصادخواه ـ درس و تحصیل را از کلاس چهارم ابتدایى آغاز کرد. پس از پایان دروس ابتدایى، محمدتقى وارد حوزه علمیه طالبیّه شد، سپس راه تهران و قم را در پیش گرفت.

وى در تهران و قم از محضر فقها و حکمایى چون: میرزا مهدى آشتیانى، شیخ محمدرضا تنکابنى و عارف داناسرشت میرزا محمدتقى زرگر تبریزى بهرههایى شایان گرفت.

به دنبال آن، به سبب بیمارى و رحلت مادر، به تبریز برگشت و در درس آیت الله شهیدى حضور یافت. اندکى بعد با اصرار شدید و اکید آن جناب مواجه شد که مصرّانه از او مىخواست راه نجف را در پیش گرفته و هر چه زودتر به کانون علمىِ حوزه علمیه نجف بپیوندد.

حضور ۱۱ ساله محمدتقى جعفرى در دانشگاه دینىِ بزرگ نجف اشرف که آکنده از اساتیدى بسیار ممتاز و صاحب نظر همچون: سید ابوالقاسم خویى، سید محسن حکیم، شیخ کاظم شیرازى، سید عبدالهادى شیرازى، سید جمال الدین گلپایگانى، شیخ مرتضى طالقانى و … بود، تأثیر قاطعانه اى در شکل گیرىِ شخصیت علمى و عملىِ جعفرى داشت، به گونه اى که در سن ۲۳ سالگى (سال  ۱۳۶۶ ق) موفق به اخذ درجه اجتهاد از شیخ کاظم شیرازى شد.

هم اندیشى با مرحوم محمدرضا مظفر فیلسوف، فقیه و منطقىِ نواندیش در نجف، و احمد امین ریاضىدان عراقى ـ مؤلف کتاب التکامل فى الاسلام ـ سال هاى سال تداوم یافت و همین سبب شد وى در موضوعاتى چون «فقه و فیزیک»، «فلسفه و زیبایى شناسى»، «تاریخ و روانشناسى» و برخى دیگر از دانش هاى گوناگون، پلکِ دیدگان خود را به آفاق دانش هاى جدید و نوپایى که از مغرب زمین سرازیر شده بود، نبندد و در شناخت تمدن علمىِ غرب و اروپا و ادبیات دوران پس از رنسانس ـ با تمام جوانبى که داشت ـ گام هایى علمى بردارد.

این موضوع را در آیینه نخستین اثر ارزشمند ایشان، کتاب «ارتباط انسان ـ جهان» که در سن ۲۸ ـ ۳۰ سالگى به رشته تحریر درآمد، بهتر مى توان نگریست. این کتاب که با گرایش فیزیک و فلسفه تألیف یافته، محصول پویندگى هایى بود که سالها به طول انجامید.

وى تا واپسین روزهاى عمر، مطالب و مسائل جدّىِ دنیاى جدید را مورد اهتمام قرار مىداد. این اهتمام در درجه اول، شناخت واقعیات و سعى در فهم و درک درست آنها و در درجه دوم، تحلیل و تشریح منتقدانه آنها بود. تحلیل و آراى جعفرى در خصوص جریانات فکرى، منطبق بر تفکراتى بود که به عنوان دانشمندى جوان و اسلامى اندیش، آنها را از اساتید زبده و جریانات زنده دوران تحصیلِ خود به ارث برده بود، و به نظر مىرسد، اصل آن به زیربناى تربیتىِ تمدنِ علمىِ اسلام برمىگشت.

ایشان پس از اتمام تحصیلات، وقتى در خلال سال هاى دهه ۳۰ به ایران بازگشت، باز به بررسى جریانات فکرىِ روز پرداخت. بى گمان، او با روشنفکرى هاى واقعى موافق بود و اساساً همین موضوع بود که وى را به تحقیق و تفحص واداشته بود؛ تحقیق و تفحص هایى که شاید پررنگ ترین عنصر حیاتش در طول ۶۰ سال زندگىِ علمىِ او محسوب مىشود.

استاد جعفرى، در زمره متفکران و اندیشمندانى بود که چون در وادى انسان شناسى گام مىزد، مى کوشید تا انسان و انسان جدید را به درستى بشناسد. بر این اساس، براى انسان ها فراتر از اهمیت صورى و نظرى، ارزش عملى و عینى قائل بود و با اخلاقى سازنده و سلوکى راهگشا، زیباترین جلوه هاى اخلاقى و حِکَمىِ خود را در همین رابطه بروز مىداد. شاید در پرتو همین جلوه ها بود که در مدت زمانى نه چندان زیاد، توانست تألیفاتى پر شمار و عمدتاً بدیع از خود به یادگار نهد، که از مشهورترین آنها مىتوان به مجموعه ۱۵ جلدىِ «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوى» و «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» در ۲۷ مجلد اشاره کرد.

این دو اثر به نوبه خود، حاوى عمده ترین تفکراتى است که او به مدت ۴ دهه متناوب، به آنها پرداخت و کوشید یافته هاى خویش را در قلمروهایى چون: انسان شناسى، جهان شناسى، روانشناسى، جامعه شناسى، اخلاق، حکمت، فلسفه و عرفان، ارائه کند.

علامه محمدتقى جعفرى پس از عمرى تلاش و تکاپو، در ۲۵ آبان سال ۱۳۷۷ خورشیدى به رحمت ایزدى پیوست و در شهر مقدس مشهد در حرم مطهر امام رضا علیه السلام، در دارالزهد به خاک سپرده شد.

Print Friendly, PDF & Email

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *