×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
true
false
آقا

 جمعی از دانشجویان و نمایندگان تشکل های دانشجویی در شانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان، با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند، دیداری که جمع گسترده ای از دانشجویان  از سراسر کشور از مدتها پیش برای آن برنامه ریزی کرده بودند، شاید قبل از زمانی که نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها از دانشجویان خواست تا برای حضور در این مراسم در سامانه‌ای که ایجاد شده بود، ثبت نام کنند تا دانشجویان برای حضور در مراسم براساس قرعه کشی انتخاب شوند.

هرساله تعدادی از نمایندگان تشکل‌ها و اتحادیه‌های مختلف دانشجویی در محضر رهبر معظم انقلاب به بیان نظرات و دیدگاه‌های خود پیرامون مسائل مهم کشور و دانشگاه ها می پردازند و همین مسئله هم اعضای این تشکل‌ها از روزها قبل دور هم جمع می شوند تا با هم اندیشی با هم متنی را برای این دیدار مهم آماده کنند، و این اشتیاق برای نوشتن بهترین متن سخنرانی تا جایی است که بسیاری از اعضای تشکل‌ها تا صبح نخوابیدند و چراغ دفاتر بسیاری از تشکل‌ها تا خود صبح روشن بود. این را می‌شد از استوری‌ها و پست‌های مختلفی که در فضای مجازی منتشر می‌کردند فهمید.

امروز عصر برای دانشجویان وعده دیدار با رهبر انقلاب بود. حدود ساعت سه عصر بودم که از خیابان جمهوری را به سمت خیابان فلسطین طی کردم. مراسم همیشه ساعاتی قبل از افطار آغاز می شود و احساس می کردم که جزو نفرات اول هستم که به سمت حسینه امام خمینی(ره) می روم ولی همین که وارد خیابان فلسطین شدم با دیدن دسته دسته دانشجویانی که با ذوق و شوق بسیار به سمت بیت رهبر انقلاب حرکت می کردند، متوجه شدم خیلی‌ها از من زودتر خودشان را به حسینه رسانده‌اند.

انتهای خیابان فلسطین تعداد زیادی از دانشجویان صف گرفته بودند و منتظر بودند تا وارد محوطه حسینه امام(ره) شوند. انتهای صف ایستادم، دقایقی بیشتر نگذشته بود که پشت سر من تعداد زیادی از دانشجویان صف گرفتند.

سرم را به اطراف چرخاندم تا ببینم از اعضای آشنای تشکل‌های دانشجویی چه کسی را می بینیم. خیلی از دانشجویان به دلیل اینکه از شهرهای دیگر آمده بودند برایم آشنا نبودند، چند نفری از بچه های تشکل‌ها هم در صف بودند و هر چند دقیقه یکبار چند قدمی صف به جلو حرکت می کرد.

تعداد کمی از دانشجویان به مقابل درب ورودی بیت که می رسیدند خیلی ناراحت برمی گشتند، جلوی یکی از آنها را گرفتم و دلیل بازگشت آنها را پرسیدم، یکی از آنها گفت که با کارت دعوت یکی از دوستانش آمده و چون اسمش روی کارت نبوده به او گفته اند که باید صبر کند تا هماهنگ شود. تقریبا 40- 50 نفری می شدند که برای ورود مشکل داشتند، تعداد زیادی از دانشجویان هم با اینکه کارت ورود نداشتند آمده بودند تا شاید راهی پیدا شود و بتوانند در این دیدار حضور پیدا کنند. نگرانی را می شد از چهره تک تک آنها دید، مخصوصا دانشجویی که از یکی شهرستان‌های دور آمده بود….

نفهمیدم آخر مشکل آنها حل شد یا نه. به صف برگشتم. دانشجویان در صف گاهی صلوات می فرستادند، گاهی هم با هم شوخی می کردند، تعدادی از دانشجویان هم با هم مشغول صحبت بودند و بحث می کردند، عده ای هم کنار دیوار نشسته بودند تا کمی خستگی در کنند.

وقتی مقدمات ورود انجام شد و وارد حسینه شدم، دانشجویان دسته جمعی داشتند شعار می دادند، طولی نکشید که نمایندگان تشکل‌های دانشجویی به نوبت پشت تریبون رفتند و سخنرانی های خود را انجام دادند.

آقایان منصور غلامی وزیر علوم،سعید نمکی وزیر بهداشت، علی اکبر ولایتی رئیس هیات امنا و هیات موسس دانشگاه آزاد، حجت الاسلام رستمی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، سورنا ستاری معاون علمی رئیس جمهور، سید سعیدرضا عاملی دبیر  شورای عالی انقلاب فرهنگی، طهرانچی رئیس دانشگاه آزاد، حجت الاسلام کلانتری معاون فرهنگی دانشگاه آزاد از جمله مسئولان حوزه آموزش عالی بودند که در مراسم حضور داشتند. سردار جعفری و حجت الاسلام ابوترابی فرد هم در میان مسئولان آموزش عالی دیده می شدند.

مثل همه دیدارها دانشجویان نکات بسیار خوبی را مطرح می کردند، گاهی از مسئولان و دولت انتقاد داشتند و گاهی هم از مشکلات کشور و مردم می گفتند…

رهبر معظم انقلاب هم مانند همیشه با نگاهی صمیمی و لبخندی پدرانه با دقت به سخنان دانشجویان گوش می دادند و هر از گاهی هم نکاتی را روی کاغذ کنار دستشان می نوشتند.

نمایندگان تشکل های دانشجویی بعد از اینکه صحبت هایشان تمام می شد از پشت تریبون به محضر رهبر معظم انقلاب می رفتند و معظم له نیز دست های آنها را به گرمی می گرفتند و با لبخندی صمیمانه می فشردند و توصیه ای بهم رای هر کدام داشتند. این لحظه برای بسیاری از دانشجویان یک لحظه تاریخی به شمار می رود.

قرار گرفتن تصویر شهید نادر مهدوی در جریان دیدار امروز رهبر معظم انقلاب اسلامی با دانشجویان در روی میز کوچکی کنار معظم له هم مورد توجه دانشجویان قرار گرفته بود.

نادر مهدوی (حسین بسریا) فرمانده ناوگروه ذوالفقار نیروی دریایی سپاه به همراه تعداد دیگری از رزمندگان نیروی دریایی سپاه در تاریخ 16 مهر66 در نبرد با ناوگان دریایی آمریکا در خلیج فارس، پس از ساقط کردن یک بالگرد آمریکایی به شهادت رسید و در ادبیات مقاومت ملت ایران به عنوان شهیدنماد مقابله با شیطان بزرگ شناخته می‌شود.

تعدادی از دانشجویان روی دست هایشان مطالبی همچون « جانم فدای رهبر»، « جانم فدای رهبر» و « پای انقلاب می مانیم» نوشته بودند. برخی ها تصاویری از رهبر معظم انقلاب را روی دست گرفته بودند عده ای هم نیم خیز شده بودند تا رهبرشان را از نزدیک تماشا کنند، گویا نمی خواستند حتی یک ثانیه از این لحظه را هم از دست بدهند. حال هوای عجیبی در حسنیه حکم فرما بود.

تعدادی از دانشجویان هم که به نظر می رسید از خوزستان آمده باشند؛ کاغذهای کوچکی را در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود، « سیل در خوزستان هنوز تمام نشده است». به نظر می رسید می خواستند توجه‌ها را به مشکلاتی که سیل خوزستان ایجاد کرده، جلب کنند. یکی از دانشجویان هم دست نوشته ای در دست داشت که روی آن نوشته بود « گام دوم انقلاب را ما جوانان بر می داریم».

برخی از دانشجویان هم سربندهای « زهرا» و « لبیک یا خامنه ای» با خود همراه داشتند و گاهی آن را روی دست می گرفتند.

اندکی بعد از سخنرانی دانشجویان و وقتی بیانات رهبر معظم آغاز شد، حال و هوای عجیبی حسینه را فرا گرفت. تعداد زیادی از دانشجویان می خواستند بایستند و ایستاده صحبت های آقا را گوش دهند اما تعدادی از دانشجویان از دیگران می خواستند که بنشینند. زمانی که سخنان رهبر انقلاب آغاز شد، همه سکوت کرده بودند و سراپا گوش بودند، نمی خواستند هیچ نکته ای در ذهنشان از قلم بیافتد.

* تشکلهای دانشجویی در یکی دو سال اخیر کارهای خوبی کردند

رهبر انقلاب در ادامه در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که سوال کرد کمبودها در اداره‌ کشور به ساختار برمی‌گردد یا به کارگزاران، فرمودند: ساختار قانون اساسی خوب است. البته ساختارها می‌توانند تکمیل شوند و نواقصشان برطرف شود؛ مثلاً یک روز مجمع تشخیص نداشتیم و امروز داریم. در همه‌ی نظامها همین است. بنابراین ساختار ایرادی ندارد منتها باید کم و زیادش کرد.

ایشان اظهار داشتند: نظام پارلمانی هم که درباره‌ آن بحث شد، ما مفصل در مجمع بازنگری قانون اساسی آن را بررسی کردیم و نتیجه این شد که مشکلات نظام پارلمانی از نظام ریاستی بیشتر است. اما ما کارگزاران اشکال داریم؛ ناتوانی و کوتاهی داریم. گاهی کارگزاران در حرکت اشتباهی می‌کنند که در جامعه شکاف بزرگ ایجاد میکند.

رهبر انقلاب در واکنش به سخنان دبیر جنبش عدالتخواه هم درباره توقف خصوصی سازی فرمودند: خصوصی سازی نیاز مبرم اقتصاد است ضمن اینکه البته خطاهای بزرگی صورت گرفته که باید جلوی آن را گرفت که بنده هم مکرراً تذکراتی داده‌ام. اشکالاتی در خصوصی‌سازی هست. منتها اصل خصوصی‌سازی نیاز مبرم اقتصاد است؛ این از جمله اشکالات ساختار بود که اصلاح شده است. البته در عمل اشکالاتی وجود دارد؛ خطاها و بی‌توجهی‌ها و لغزشهایی صورت گرفته که باید جلوی لغزشها را گرفت.

مقام معظم رهبری در ادامه فرمودند: در صحبتها بود که تصویب برجام را به رهبری نسبت داده‌اند؛ خب شما چشم و گوش دارید و همه‌چیز را می‌بینید. نامه‌ای که درباره‌ برجام نوشته شد و شرایطی که ذکر شده که در این صورت تصویب می‌شود را ببینید. منتها اگر این شرایط اجرا نشده، وظیفه‌ی رهبری این نیست که وارد بشود. نظر ما این است که رهبری وارد کار اجرایی نشود، مگر جایی که به حرکت کل انقلاب ضربه میزند. اما آن‌طور که برجام عمل شد، من خیلی اعتقادی نداشتم و بارها هم به رئیس‌جمهور و وزیر خارجه گفتیم و تذکر دادیم.

ایشان همچنین گفتند که در یکی دو سال اخیر، تشکلهای دانشجویی کارهای خوبی کردند؛ چه در مسائل کشوری و چه در مسائل بین‌المللی. مثلاً دانشجویان در مسئله‌ کارخانه‌های نیشکر هفت‌تپه و ماشین‌سازی رفتند و مشکل را حل کردند؛ اینها نه پول دارند و نه قدرت قانونی اما حضورشان مشکل را حل کرده است؛ حضورشان در پیگیری مطالبات کارگران بر دستگاه‌های نظام اثر داشته و این کار خوبی بوده. یا در زمینه‌ فعالیتهای بین‌المللی درباره‌ یمن، نیوزلند، نیجریه و… دانشجوها اعلام حضور کردند. حضور جلوی سفارتها خوب است؛ همین نشان دادن تجمع شما تأثیرگذار است، البته متانت و عقلانیت لازم است. در همه‌جا از دیوار بالا رفتن خوب نیست؛ هرچند در یک جاهایی مثل لانه‌ی جاسوسی خوب است.

مشروح بیانات رهبر معظم انقلاب را اینجا بخوانید.

بعد از سخنان رهبر معظم انقلاب، نماز مغرب و عشا به امامت حضرت آقا و در صف‌های منظم اقامه شد.

بعد از اقامه نماز دانشجویان افطار را میهمان سفره معظم له بودند.

وقتی از حسینه بیرون آمدم هوا کاملا تاریک شده بود. مراسم چندین ساعت طول کشیده بود، از یکی از دانشجویان که کنارم حرکت می کرد پرسیدم خسته ای؟ نگاهی کرد و گفت: مگر می شود انسان به دیدار محبوبش و رهبرش بیاید و خسته شود… واقعا در چهره هیچ کدام از دانشجویان نمی شد کوچکترین اثری از خستگی دید…

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد